تبليغاتX
...چه بگویم ؟ وقتی نمی دانم چه باید گفت


...چه بگویم ؟ وقتی نمی دانم چه باید گفت

آیا او(انسان) نمی داند که خداوند او را می بیند؟

فرشته سردرگم به نزد پروردگار رفت و تا گره از این معما بگشاید

خداوند هنگامی که فرشته را مستعصل دید پرسید:

"آیا اتفاقی افتاده که تورا اینطور پریشان نموده؟"

فرشته پاسخ داد:

"بارالهی...زنی را که دیروز خودش به زندگی اش پایان داده به اینجا آورده اند

اما در کمال تعجب نام آن زن در ضمره بهشتیان است"

خداوند پرسید:

"دلیل آن زن برای ترک هستی چه بوده است؟"

فرشته جواب داد:

"روز گذشته خبر حمله قلبی همسرش را به او دادند

 و او تاب تحمل نتوانست و به زندگی خود پایان داد"

خداوند باز پرسید:

"بعد از مرگ او سرنوشت همسرش چه شد؟"

فرشته گفت:

"بعد از مرگش قلب زن را به همسرش پیوند زدند تا از مرگ رهایی یابد"

خداوند گفت:

"نکته در همین جاست

این زن با مرگ خویش به دیگری زندگی بخشید

او هیچ قانونی را نقظ نکرده است

بر طبق قانون عشق در راه عشق جان دادن نیز شیرین است

مرتبه این زن حتی از لیلی و مجنون نیز بالا تر است

اگر مجنون به پای لیلی سر بر خاک نهاده

این زن برای عشقش تن در خاک نهاده

و این با ارزش است"

 

نوشته شده در یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 15:8 توسط سیما | |

سلام سلام امروز فقط بخاطر يه نفر اومدم و مي خوام بگم:

 

 

 

۸ ارديبهشت تولد دختر خاله ي عزيزم است

 

 

و انشاء االله ۱۰۰۰۰۰۰۰ زنده باشي و من اولين نفر باشم که

 

بهت تبريك مي گم.

 

تولدت مبارك

 

 

براي تبريك به سايت زير مراجعه كنيد

 

www.booseyemarg.blogfa.com

 

 

 

قربانتان:  سیما (رز سرخ)

نوشته شده در یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 20:14 توسط سیما | |


Design By : Night Skin