|
چقدر دوست داشتم يک نفر از من می پرسيد
چرا نگاه هايت آنقدر غمگين است ؟
چرا لبخندهايت آنقدر بی رنگ است ؟
اما افسوس
هيچ کس نبود هميشه من بودم
و من و تنهايي پر از خاطره.
آری با تو هستم...
با تويی که از کنارم گذشتی...
و حتی يک بار هم نپرسيدی
چرا چشم هايت هميشه باراني است!!!
|